دل تنها
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
خدای من...
 
این روزها بیشتر حواست به من باشد 
 
میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است
 
حواست باشد که من شکست نخوردم
 
من تو را همیشه به نام قاضی الحاجات میخوانم
 
هر چند اگر همه التماسهایم را نادیده بگیری
 
تو را ارحم الراحمین میدانم حتی اگر بر من سخت بگیری
 
تو هنوز همان خدایی که من امیدم به توست
 
برایم امن یجیب بخوان تا آرام شود این مضطر دلم... 
 

 
روز دختر مبارک
ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
دلایل با ارزش بودن دختر به گفته دکترشریعتی: 
 
 
دختر اگرپرنده آفریده میشد، 
 
حتما "طاووس"بود.
 
اگرحیوان بود،
 
حتما "آهو"بود.🌹

اگرحشره بود،
 
حتما "پروانه"بود.🌹

او انسان آفریده شد 
 
تاخواهر و مادرباشد و عشق ....

پیشاپیش روز دختر به همه دخترا و خواهرا مبارک🌺🌺
 


 
دلواپس
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خداوندا

تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

 

خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی...


 
من خطا کردم
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خداوندا…

اگر در کار تو چون و چرا کردم ، خطا کردم...

اگر در نا امیدی تکیه جز بر کبریا کردم ، خطا کردم...

حلالم کن ، خطا کردم...

 

اگر اسمی بجز اسم تو آمد بر زبانم ، من پشیمانم...

اگر درنیک روزی غفلت از شکر و دعا کردم ، خطا کردم..

اگر لغزیده گاهی ذره ای پایم ، ببخشایم...

اگر از فرش زیرم اندکی پا را فرا کردم ، خطا کردم... 

 

نفهمیدم که عشق اول و آخر تویی...

عشق آفرینا ، من خطا کردم...

 


 
دنیا
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: دنیا

آهای دنیا...

سرباز تو نیستم

که مقابلت خبردار بایستم

نه "به چپ چپ" گفتن تو چپم می کند

و نه "به راست راست" گفتن تو راست...

دور باد که صدای طبل تو

به رژه رفتن ام وا دارد

رامِ تو نخواهم شد...

ناظم بازی در نیاور

که نظامت را برهم خواهم ریخت...


 
خدایی هست
ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دست هایم به آرزوهایم نرسید....

آنها بسیار دورند...

اما درخت سبز صبرم میگوید:

هنوز امیدی است....

دعایی هست....

خدایی هست...


 
گدایی پیش خدا
ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

گدا که میبینم در دل نمیگویم راست میگوید یا دروغ...

کمکش کنم یا نکنم...

آدم خوبی است یا نه...

چشمهایم را میبندم و کمکش میکنم

تا وقتی رفتم گدایی پیش خدا نگوید که...


 
نهایت آرامش
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

هیچ وقت نباید به اجبار خندید،

گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد،

 

لبخنــد بعد از گریه؛

از رنگین کمان بعد از باران هم زیباترست...


 
خدایا کاروانی بفرست
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خدایا

هیچ شباهتی به یوسف ندارم

نه رسولم

نه زیبایم

نه عزیزم

نه چشم به راهی دارم

فقط در چاه افتاده ام

خدایا کاروانی بفرست ...


 
کرم ضد سیمان
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

مردﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺩه ﻭ

ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﮔﻔﺖ :

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯿﺸﻮ؟

ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ؟ 

ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ

ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ،

ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ 

ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ،ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ 

ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺵ ﯾﺦ ﺯﺩ ...


 
وجدان
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
قصـــه خــوابیدن وجـدان ها،
رویِ خـــوابیدن اصحـاب کهف را سفیـد کرده...

 
خدایا خیلی خسته ام
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

امروز خسته تر از هر روزم

 کاش میشد گوشه ای می نشستم و یکم می خوابیدم

خدایا خیلی خسته ام

دیگه بیدارم نکن...


 
دست مهربان
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

روییدن فصل نمی خواهد

 

کافیست دستان مهربانی 

 

نهال پژمرده ی وجودت را هَرَس کند

 

شکوفا میشوی و پربار …