قالیچه
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

فقط یک قالیچه داشت...

گوشه قالیچه سوخته شده بود...

هر مغازه می رفت می گفتند :

اگر قالیچه سالم بود 500 هزار تومان می ارزید... اما حالا که سوخته 100 هزار تومان بیشتر نمیخریم

گرفتار بود...

به امید اینکه بیشتر بخرند هی از این مغازه به آن مغازه می رفت

در یکی از مغازه ها ، مغازه دار پرسید

چی شده ؟ چرا قالی به این خوبی را مراقبت نکردی...؟

ما منزلمان روضه خوانی داشتیم

منقل چایی روی این قالی بود

زیر این منقل پوسیده بود

ذغالها ریخت روی قالی و سوخت...

مغازه دار گفت:

این قالی اگر سالم بود 500 هزار تومان می ارزید ....

اما حالا که برای ارباب سوخته من یک میلیون تومان این را از تو میخرم....

 

اون قالیچه بود ، این دل سوخته ست ، ارباب چند میخری ؟

گرفتاریم....