کرم ضد سیمان

مردﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺩه ﻭ

ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﮔﻔﺖ :

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯿﺸﻮ؟

ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ؟ 

ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ

ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ،

ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ 

ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ،ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ 

ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺵ ﯾﺦ ﺯﺩ ...

/ 12 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجادمحمدعظیمی

سلام مسخره کردن وزود قضاوت کردن وخندیدن بی جا به کسی واقعا درست نیس دست این پدران زحمت کش را باید بوسید محمد جان پست هایی که مذاری یکی پس دیگری زیبا هستن مخصوصا این پستت که ادم تحت تاثیر قرار میده خداقوت به همه کاراگران زحمت کش[گل]

کوله پشتی

این متصدی مرگ رو انتخاب میکردن بهتر بود

لینک

سلام وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم. www.linc.ir

فاطمه غزاله

سلام مطلباتون همیشه عالیه این مطلب هم من رو تحت تاثیر قرار داد راستی ممنون که به وبم سر زدید

cccam server

سلام ممنون از وبلاگ خوبتون به ما هم سر بزنید

گدای مهدی

لبخنده خیلی ها تو جامعه باید به یخ تبدیل بشه باید تاسف خورد به جامعه اسلامی که چنین رفتارهیی توش هست فاصله طبقاتی..... عدالت علی؟؟؟ممنون که به وبم سر زدید خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم

تحول

سلام وب پر محتوایی دارین بهتون تبریک lمیگم و آرزوی موفقیت دارم برای شما در تمام مراحل زندگی شاد باشید و پیروز در پناه حق

انسان

[گریه]فروشنده داروخانه" ش ع و ر"انداشته

انسان

نشان دادن دستهاش یک تو دهنی حسابی بوده[شیطان]

پسرعمو

خیلی خیلی زیبا و تاثیر گذار بود... . . . . . . ممنون پسر عمو جان