خدا

من خدایی دارم ، که در این نزدیکی‌ ست 
 
نه در آن بالاها
 
مهربان ، خوب ، قشنگ
 
چهره‌ اش نورانیست
 
گاه‌ گاهی سخنی می‌ گوید
 
با دل کوچک من
 
ساده‌تر از سخن ساده من
 
او مرا می‌ فهمد‌
 
او مرا می‌ خواند
 
او مرا می‌ خواهد
 
او همه درد مرا می‌داند
 
یاد او ذکر من است
 
در غم و در شادی
 
چون به غم می‌نگرم
 
آن زمان رقص‌ کنان می‌ خندم
 
که خدا یار من است
 
که خدا درهمه جا یاد من است
 
/ 12 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی

من با خوندن مطالبت آروم ميشم مرسي

مژگان

خداوندا دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم

دریا

کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست . یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه .......................................................[گل]

دریا

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست ...........................................................[گل]

مريم

به جرات ميتونم بگم يكي از بهترين پست هاي وبلاگتون همينه[تایید]

مريم

سلام آپممممم يادتون نره

فقط خدا

خدای من همان خدايی‌ست كه با من كار می‌كند، با من كتاب می‌خواند، با من می‌نويسد، با من غصه‌دار می‌شود و با من شاد می‌شود. خدای من حتی گل‌ها را هم با من می‌بويد...! خدای من همان خدايی‌ست كه دوستش دارم، او هم مرا دوست دارد، اين را فقط من می‌دانم و بس...! خدای من همين‌جاست... در همين نزديكی...

مژگان

بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت چه می کنی؟ گفت هیچ کار . گفتند: مگر می شود ؟ پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟ گفت; من در تربیت خود کوشیدم, تا الگوی خوبی برای آنان باشم. فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار پدر و مادر را می بینند. نه امر و نهی های بیهوده ای که خود عمل نمی کنند.

طهورا قلی پور

بارالها تو نادیده میگیری من هم نادیده میگیرم تو خطاهایـم را من عطاهایت را... ببخش مرا