زندگی

زندگی ...

همهمه ی مبهمی از رد شدن خاطره هاست ...

هر کجا خندیدیم ، زندگانی آنجاست ... 

/ 8 نظر / 32 بازدید
پوریا

قلم در توصیف تو عاجز است اهل دل، عـــــــاجز زگفتار است با اهل خرد جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند دیروزها تمام شدند و امروزها شروع شدند، عمر ما نیز هم به پایان خواهد رسید در حالی که ما همچنان در ابتدای توصیف و شناخت تو عاجز مانده ایم خدای من

نیلوفر

من دريافته ام كه انساني هر اندازه مصمم به خوشبخت زيستن باشد، به همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگي خواهد كرد.((آبراهام لينكلن))

دریا

بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود من نگویم که بهاری که گذشت آید باز روزگاری که به سر آمده آغاز شود روزگار دگری هست و بهاران دگر شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چو یک شکلک بی جان شب و روز بی خبر از همه خندان باشیم بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن پیک پیروزی و امید شدن شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست. خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ..................................................[گل]

سجاد

زندگی با خاطرات دوست هایی مثل شما زیباست خوشحالم که دوستی مثل شما دارم [گل]

سجاد

هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد. عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

samira

سلام عیدشماهم مبارک ممنوم از حضورتون

ایلانا

خیلی قشنگ بود